دفتر هوش

خرید بک لینک
اندر این کون و مکان مردُمکی تَر دارم دل صد پاره و حنجر پُرِ خنجر دارم بنگر حال خرابم و دگر هیچ مگوی زهرِتلخی عوضِ مرحم و شکر دارم گرچه رستَه ست چمن پای صنوبر چو قدیم شک و تردید بر این سبزه و شجر دارم سست گردیده و لرزیده اصالت اینجا سفت و محکم به این مسئله باور دارم پای برچینم از این عالم بیهوده به مِی چشم امید سوی باده و ساغر دارم « آژمان » دفتر هوش...

ما را در سایت دفتر هوش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 16:54

بانوی من

مهربانوی ماه چهره ی رویاهای من

سرگذشتِ رویاهایمان به هم گره خورده است !

بیا تا هر لحظه از تار و پود وجودمان

گره ای بر سرگذشت بزنیم

تا رویاهایمان به هم نزدیک تر شود

" آژمان "

دفتر هوش...

ما را در سایت دفتر هوش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 188 تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 12:07

از من مپرس چرا دوستت دارم من تو هم چون مهتاب می مانی! که هر چه دورتر ، زیباتر از من مپرس از چه تو را می پرستم احساس گرم از غروری سرد از من مپرس از تو چرا ناگزیرم ای خون! دفتر هوش...

ما را در سایت دفتر هوش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 123 تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 12:07

در قاب زندگانی تکاپوهای قلبی خسته ، و دلی رمیده را در آینه ی دل به نظاره می نشینم و با سرانگشتانی از جنس مهر این طفل معصوم را نوازش میکنم ضربانهای احساسم مثل همیشه کم توقعند و در طرفه نگاهی شورانگیز می شوند چشمایم را می بندم در زیر افشانه های نور دراز میکشم در خلصه ای آرامچشمان دل را میگشایمچیزی جزء زیبایی نمی بینم « آژمان » دفتر هوش...

ما را در سایت دفتر هوش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 151 تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 12:07

باران بزن بر قامتم

اوضاع دل ابری شده

دارد هوای گریه و

کارش هواخواهی شده

بازیگر زیبای روی

یاریگر قلبم چه شد ؟

سر رشته ی مهرم به دست

کارش بلاخواهی شده

باران بیا شوری فکن

بر قلب من نم نم ببار

برگیر شوری را ز جان

جانم نمک آگین شده

« آژمان »

دفتر هوش...

ما را در سایت دفتر هوش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 154 تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 12:07

خاطره حتی نمناکش هم زیباست

فردا مبهم ولی شیرین است

آینده روزی خاطره می شود

بذر اُمید در قاب لحظه هایت بکار

و از شبنم عشق سیرابش کن

با پر و بالی از خیال های سپید

تا سپیده پرواز کن

« آژمان »

دفتر هوش...

ما را در سایت دفتر هوش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 12:07

به نام خدای مهربون ... خدای زیبا ... خدای محبت ... خدای عشق ... خدای آرامش ...مهران هستم متولد 1357 تهران ...سادگی و بی پیرایگی رو دوست دارم .... عاشق آرامشم ... خدا رو دوسش دارم ... خدای من خیلی زیباست .. خیلی هم مهربونه ... من عاشقشم ... خیلی ... خیلی ... به روش خودم ... چون حسش میکنم ... تو فضای قلبم ...می دونم اونم عاشقمه...قصد دارم اینجا ... دلنوشته هام رو بنویسم ... و شعر یا جملات زیبا ... به نظرم دنیای واقعی این روزای آدما خیلی مجازیه ...! بیشتر آدما یه نقاب به صورتشون زدن و نقش بازی میکنن ...خوبیه اینجا به اینه که نقاب لازم نیست ... زنی یا مردی فرقی نداره ... حداقل اینجا فرقی نداره ... بیا بخون ... اگه خوشت اومد نظر بده ... خوشتم نیومد خوشحالم تشریف آوردی ... هر کی با هر اعتقادی ... میتونه با من دوست بشه ... دوستی دلیل لازم نداره ... حس و محبت لازم داره ... که به لطف خدای مهربون همه ی ما داریم ... فقط بعضی مواقع مهجور می مونه ... مواظب قلب مهربونت باش ...راستی اگه نوشته یا شعری رو از جایی بردارم منبع رو می نویسم ... شما هم لطفا اگه افتخار دادید و از مطالب من برداشتید بی زحمت منبع رو قید کنید ... ممنون ...در تصور من، بيش از يك مذهب در جهان وجود ندارد، اما همچنين مي انديشم كه اين مذهب، درخت تنومندي است كه داراي شاخه هاي فراوان است و همچنانكه تمام شاخه ها شيره مورد نيازشان را دفتر هوش...

ما را در سایت دفتر هوش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 142 تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 12:07

ذات بد نیکو نگردد عاقبت

گرچه با نیکو نشیند تا ابد

ذات بد نیکو نمی گردد که هیچ

هم نشینش هم شود بد عافیت

جوهرِ هرکس اسطرلاب اوست

کِی جدا گردد زِ آدم خاصیت

« آژمان »

دفتر هوش...

ما را در سایت دفتر هوش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 140 تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 12:07

چونان دنی شد گردش این چرخ روزگار

امیدها شد بی رمق حتی به سوی یار

دل مست باده ی غم و دلدار سرخوش است

نامرد و نالوطی خفی در پوشش تبار

پیک اجل خاموش می آید فرو ولی

آمال و آرزو ، به یکباره شد غبار

« آژمان »

دفتر هوش...

ما را در سایت دفتر هوش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 12:07

گاهگاهی که دلم می گیرد
فکر و ظنم این است
که ترک برداشته است
همه ی احساسم
و به آواز حزین
دلکِ غمگینم
یار و فریادرسی می طلبد
کُنج تنهایی خویش
عقلِ مغرور ولی
غرق در وهمِ خردورزی و روشن بینی
پای را می فشرد ، بر گلوی احساسم
ولجوجانه و از روی غرور
همچو گرما ، پیِ نابودی برف
ریش سازد دل مهجورم را

" آژمان "

دفتر هوش...

ما را در سایت دفتر هوش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 123 تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 12:07

صفحه بندی