ما را در سایت دفتر هوش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 16:54
بانوی من
مهربانوی ماه چهره ی رویاهای من
سرگذشتِ رویاهایمان به هم گره خورده است !
بیا تا هر لحظه از تار و پود وجودمان
گره ای بر سرگذشت بزنیم
تا رویاهایمان به هم نزدیک تر شود
" آژمان "
دفتر هوش...ما را در سایت دفتر هوش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 188 تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 12:07
ما را در سایت دفتر هوش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 123 تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 12:07
ما را در سایت دفتر هوش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 151 تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 12:07
اوضاع دل ابری شده
دارد هوای گریه و
کارش هواخواهی شده
بازیگر زیبای روی
یاریگر قلبم چه شد ؟
سر رشته ی مهرم به دست
کارش بلاخواهی شده
باران بیا شوری فکن
بر قلب من نم نم ببار
برگیر شوری را ز جان
جانم نمک آگین شده
« آژمان »
دفتر هوش...ما را در سایت دفتر هوش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 154 تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 12:07
خاطره حتی نمناکش هم زیباست
فردا مبهم ولی شیرین است
آینده روزی خاطره می شود
بذر اُمید در قاب لحظه هایت بکار
و از شبنم عشق سیرابش کن
با پر و بالی از خیال های سپید
تا سپیده پرواز کن
« آژمان »
دفتر هوش...ما را در سایت دفتر هوش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 12:07
ما را در سایت دفتر هوش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 142 تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 12:07
ذات بد نیکو نگردد عاقبت
گرچه با نیکو نشیند تا ابد
ذات بد نیکو نمی گردد که هیچ
هم نشینش هم شود بد عافیت
جوهرِ هرکس اسطرلاب اوست
کِی جدا گردد زِ آدم خاصیت
« آژمان »
دفتر هوش...ما را در سایت دفتر هوش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 140 تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 12:07
چونان دنی شد گردش این چرخ روزگار
امیدها شد بی رمق حتی به سوی یار
دل مست باده ی غم و دلدار سرخوش است
نامرد و نالوطی خفی در پوشش تبار
پیک اجل خاموش می آید فرو ولی
آمال و آرزو ، به یکباره شد غبار
« آژمان »
دفتر هوش...ما را در سایت دفتر هوش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 12:07
گاهگاهی که دلم می گیرد
فکر و ظنم این است
که ترک برداشته است
همه ی احساسم
و به آواز حزین
دلکِ غمگینم
یار و فریادرسی می طلبد
کُنج تنهایی خویش
عقلِ مغرور ولی
غرق در وهمِ خردورزی و روشن بینی
پای را می فشرد ، بر گلوی احساسم
ولجوجانه و از روی غرور
همچو گرما ، پیِ نابودی برف
ریش سازد دل مهجورم را
" آژمان "
دفتر هوش...ما را در سایت دفتر هوش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 123 تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 12:07